پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس

درخور این شیوه جان پاکبازانست و بس

جز خیال زلف و رویت جان مارا روز و شب

مونس و همدم نه بینم در همه آفاق کس

در شعاع پرتو مهر جمال روی دوست

جمله ذرات هست و نیست دیدم هر نفس

عاشقان احرام طوف کوی جانان بسته اند

پرصدا شد جمله آفاق زآواز جرس

در هوای وصل جانان برتر از کون و مکان

مرغ جانم هر زمان طیران نماید زین قفس

ذوق عرفان نیست زاهد را وگر گوید که هست

گو که بسم الله بیا اینست میدان و فرس

جذبه عشقش اسیری را بجائی ره نمود

کاندر آن عالم ندیدم زیرو بالا پیش و پس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
  2. شمارهٔ ۲۸۵اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
  3. شمارهٔ ۲۸۶تا که دریای قدم آمد بجوش
  4. شمارهٔ ۲۸۷دلدار برگرفت نقاب از جمال خویش
  5. شمارهٔ ۲۸۸ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویش
  6. شمارهٔ ۲۸۹دلا در عاشقی مردانه می باش
  7. شمارهٔ ۲۹۰تا شد سپر بلایش دل درویش
  8. شمارهٔ ۲۹۱جفا بگذر و یار با وفا باش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.