پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

تا که دریای قدم آمد بجوش

گشت صحرای دو عالم پرخروش

در نقاب کفر زلف بیقرار

نور ایمان رخ خوبت مپوش

تا نمودی حسن رخسار چو ماه

از دل و جانم ربودی عقل و هوش

ترک زهد و دین و دنیا در رهت

هست آسان پیش رند باده نوش

مستی و مخموری امروز ما

هست از آن می ها که یارم داد دوش

واقفم از ذوق مستی تا دلم

شد مرید پیر جام می فروش

دربدر بی پا و سرگردیده ام

چون اسیری سال ها در جست و جوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویش
  2. شمارهٔ ۲۸۹دلا در عاشقی مردانه می باش
  3. شمارهٔ ۲۹۰تا شد سپر بلایش دل درویش
  4. شمارهٔ ۲۹۱جفا بگذر و یار با وفا باش
  5. شمارهٔ ۲۹۲ای دل به کوی نیستی چون خاک پست و خوار باش
  6. شمارهٔ ۲۹۳از غم عشق تو ما را نیست یکساعت خلاص
  7. شمارهٔ ۲۹۴شرح درد عشق دارد طول و عرض
  8. شمارهٔ ۲۹۵از بردن بار جفا باشد وفا ما را غرض
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.