پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

جفا بگذر و یار با وفا باش

مشو بیگانه با ماآشنا باش

اگر تو عاشقی ورند مطلق

ز قید کفر و دین کلی جدا باش

دوئی شرکست یکتا شو درین راه

ببزم وصل بی ما و شما باش

بملک دل منادی میکند عشق

که بگذر از من و مائی و ما باش

زمال و ملک عالم رو بگردان

گدای کوی یار و پارسا باش

اگر خواهی که یارت رو نماید

قبول خاطر اهل صفا باش

اسیری گر وصال دوست خو(ا)هی

خودی بگذر و دایم با خدا باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳از غم عشق تو ما را نیست یکساعت خلاص
  2. شمارهٔ ۲۹۴شرح درد عشق دارد طول و عرض
  3. شمارهٔ ۲۹۵از بردن بار جفا باشد وفا ما را غرض
  4. شمارهٔ ۲۹۶راه عاشق نیست ای زاهد غلط
  5. شمارهٔ ۲۹۷برقص آمد جهان ز آهنگ حافظ
  6. شمارهٔ ۲۹۸هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع
  7. شمارهٔ ۲۹۹چون گشت مه روی تو طالع ز مطالع
  8. شمارهٔ ۳۰۰دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.