پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع

زانکه در بازار عشقش نیست رایج این متاع

عشق گوید پا منه اندر طریق عاشقی

با غم معشوق اگر داری بجان و دل نزاع

زاهدا با ما سخن از عاشقی و عشق گو

گر ز زهد خشک گوئی کی کنیمش استماع

واعظ نادان چه گوید از جمال روی دوست

چون بسر این سخن هرگز نبودش اطلاع

سالکا گر عاشقی زهد ریا را ترک کن

زانکه زهد و عشق را هرگز نباشد اجتماع

گر شدی عاشق دلا قطع نظر کن از دو کون

نیستی محرم بعشقش گر نداری انقطاع

هرچه میگویی ز زلف و روی آن دلدار گو

غیر از این از کفر و دین گرگوئیم باشد صداع

پرتو خورشید حسنت محو گرداند جهان

گر ز روی نوربخش خود براندازی قناع

در طریقت کی شوی متبوع پیش خاص و عام

در شریعت گر نداری چون اسیری اتباع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ
  2. شمارهٔ ۳۰۱گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طواف
  3. شمارهٔ ۳۰۲بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف
  4. شمارهٔ ۳۰۳زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف
  5. شمارهٔ ۳۰۴وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق
  6. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
  7. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  8. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.