پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق

ره خطرناکست یاران وا ممانید از رفیق

در طریق عشق جانان عاشق جانباز باش

گر همی خواهی که حاصل گرددت ذوق طریق

هیچ سالک ره نیابد در مقام وصل دوست

فی طریق العشق لولم یهده شیخ شفیق

جز نمود هست مطلق نیست نفس کاینات

کل مافی الکون موج و هوکالبحرالعمیق

ز اشتیاق جام وصلت در خمارم ساقیا

لطف فرما از لب لعلت شرابی چون عقیق

عاشق دیوانه را با عقل و هشیاری چه کار

چون ز جام عشق دایم میکشد جانش رحیق

از غم دنیا و دین پیوسته باشد در کنار

هرکه در بحر فنا همچو اسیری شد غریق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  2. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
  3. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  4. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  5. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
  6. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
  7. شمارهٔ ۳۱۲دست و پایی میزنم در راه عشق
  8. شمارهٔ ۳۱۳چونکه شهانند گدایان عشق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.