پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

ببحر هست مطلق تا شدم غرق

میان ما و دریا نیست خود فرق

چو من رند و خراباتی و مستم

چه کار آید مرا سالوسی و زرق

شدم محو فنا از تاب حسنت

چو لامع شد مه روی تو چون برق

جمالت آفتاب بی زوالست

که پیدا نیست او را غرب تا شرق

ز هر قیدی اسیری گشت آزاد

بدریای فنا زان دم که شد غرق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  2. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  3. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
  4. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
  5. شمارهٔ ۳۱۲دست و پایی میزنم در راه عشق
  6. شمارهٔ ۳۱۳چونکه شهانند گدایان عشق
  7. شمارهٔ ۳۱۴بسی تصنیف دیدم در حقایق
  8. شمارهٔ ۳۱۵رندیم و قمارباز بی باک
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.