پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

عاشقان را دین و مذهب شد وفاق

عشق ورزی راست ناید با نفاق

تا درآمد پای عشق اندر میان

عاشق و معشوق دارند اتفاق

عاشقان در نیستی جا کرده اند

زاهد از هستی نماید طمطراق

خان و مان عقل ویران کرده ام

تا بکوی عشق بگرفتم وثاق

زاهدان را ذوق عرفان از کجا

غیر عارف را ندادند این مذاق

هست مشتاق جمالش هر دو کون

در دو عالم نیست کس بی اشتیاق

ناصحم گوید بترک عشق گو

ترک جان گفتن اسیری هست شاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  2. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
  3. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
  4. شمارهٔ ۳۱۲دست و پایی میزنم در راه عشق
  5. شمارهٔ ۳۱۳چونکه شهانند گدایان عشق
  6. شمارهٔ ۳۱۴بسی تصنیف دیدم در حقایق
  7. شمارهٔ ۳۱۵رندیم و قمارباز بی باک
  8. شمارهٔ ۳۱۶تا جامه هستی ز غم عشق نشد پاک
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.