پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق

صدپایه از طاق فلک بالاترست ایوان عشق

برقطع سر از عاشقان گر حکم راند شاه عشق

قطعا نمی پیچند سر عشاق از فرمان عشق

پیش طبیب عاشقان بیمار درد عشق را

جز جان فشانی از غمش هرگز نشد درمان عشق

غواص دریای فناآورد بیرون عاقبت

درهای اسرار یقین زین بحر بی پایان عشق

عاشق براه عشق او در کوی خواری و فنا

تا بی سروسامان نگشت پیدا نشد سامان عشق

آن ترک چشم و غمزه اش از عاشقان بی نوا

رخت دل و جان ناگهان بردند در تالان عشق

بربود گوی عاشقی آخر اسیری از میان

تا اسب همت از کران در راند در میدان عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
  2. شمارهٔ ۳۱۲دست و پایی میزنم در راه عشق
  3. شمارهٔ ۳۱۳چونکه شهانند گدایان عشق
  4. شمارهٔ ۳۱۴بسی تصنیف دیدم در حقایق
  5. شمارهٔ ۳۱۵رندیم و قمارباز بی باک
  6. شمارهٔ ۳۱۶تا جامه هستی ز غم عشق نشد پاک
  7. شمارهٔ ۳۱۷ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگ
  8. شمارهٔ ۳۱۸آوازه حسن تو گرفتست ممالک
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.