پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

آوازه حسن تو گرفتست ممالک

در ملک ملاحت نبود غیر تو مالک

چون پرده پندار برانداخت جمالت

در پرتو حسن تو شد اشیا همه هالک

عیبم مکن ای زاهد اگر رندم و عاشق

چون حکم قضا بود چنین نحن کذلک

ما ترک سر و جان بره عشق تو گفتیم

ناصح چه شود در رهش ار هست مهالک

از دامن دل گرد دو عالم چو برافشاند

شد جان اسیری بره عشق تو سالک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰براه عشق چنان رفت عاشق بی باک
  2. شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ
  3. شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
  4. شمارهٔ ۳۲۳جان ما مست می عشقست از روز ازل
  5. شمارهٔ ۳۲۴هر زمان نوعی بچشم اهل حال
  6. شمارهٔ ۳۲۵درد عشق آمد دوای درد دل
  7. شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل
  8. شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.