پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

براه عشق چنان رفت عاشق بی باک

که سوخت ز آتش عشق و نکرد فکر هلاک

دلم ز دولت وصل تو شادیی دارد

ز درد هجر اگر بود پیش ازین غمناک

اگر چه شهره شهرم بعاشقی چه غمست

مرا چو جامه ناموس شد بعشق تو چاک

نظر بروی تو داریم از همه روئی

اگر چه دیده زاهد نمی کند ادراک

کمال عشق من رند عاشق صادق

نگر که با همه جور تولا احب سواک

نقوش غیر چو از لوح دل فرو شستم

نوشت کاتب حکمت خطی که ثلث مناک

بیا و سر ازل را ز لوح دل برخوان

که هست لوح بمعنی اسیریا دل پاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
  2. شمارهٔ ۳۲۳جان ما مست می عشقست از روز ازل
  3. شمارهٔ ۳۲۴هر زمان نوعی بچشم اهل حال
  4. شمارهٔ ۳۲۵درد عشق آمد دوای درد دل
  5. شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل
  6. شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل
  7. شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
  8. شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.