پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

درد عشق آمد دوای درد دل

نیست باری جز غمش درخورد دل

من ندیدم در گلستان وجود

هیچ گل خوشبوی تر از ورد دل

هرکه جان و دل ز یاد غیر دوست

می کند خالی بود او مرد دل

جز فغان و ناله دلسوز نیست

در فراق دوست بازآورد دل

می برد نراد جان داو از جهان

چون ببازد مهره های نرد دل

آتشی جان سوز در ملک و ملک

می زند هر لحظه آه سرد دل

رهبر جان اسیری در جهان

نیست ای جان جهان جز درد دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل
  2. شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
  3. شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
  4. شمارهٔ ۳۳۰تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
  5. شمارهٔ ۳۳۱چون خیال وصل جانان هست سودای محال
  6. شمارهٔ ۳۳۲بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
  7. شمارهٔ ۳۳۳من که مست جام عشقم از ازل
  8. شمارهٔ ۳۳۴واین الاثافی و این الطلال
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.