پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال

مگر ز روی تو گردیم شادمان ز وصال

از آن به کُنهِ جمالت کسی نشد واقف

که داشت شاهد حسنت هزار غنج و دلال

دلی که جلوهٔ رویت ندید از همه رو

نبرد بو به حقیقت ز ذوق اهل کمال

مگر که عاشق دیوانه جان برافشاند

وگرنه فکر وصالش بود خیال محال

بگو به ساقی جان‌ها کز آن شراب کهن

بساز بهر حریفان پیاله مالامال

هوای این می و شاهد گرت بود صافی

بگیر دامن رندان بنوش جام وصال

اگر تو عاشق زاری و طالب یاری

چو بلبل از هوس گل به درد و سوز بنال

کسی که رند و حریف است و مست و خاموش است

ز بزم خاص به گوشش رسد خروش تعال

مگر که کشف اسیری شود مقام شهود

وگرنه هست فسانه حدیث خواب خیال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴واین الاثافی و این الطلال
  2. شمارهٔ ۳۳۵همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال
  3. شمارهٔ ۳۳۶ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
  4. شمارهٔ ۳۳۷ما سال‌ها به کوی ملامت دویده‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۳۸ما عاشق و رند و جان فشانیم
  6. شمارهٔ ۳۳۹هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم
  7. شمارهٔ ۳۴۰من بحسنت ز ازل واله و شیدا بودم
  8. شمارهٔ ۳۴۱ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.