پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

ما سال‌ها به کوی ملامت دویده‌ایم

راه سلامت همچو ملامت ندیده‌ایم

حرص و امل چو رهزن راه طریقتند

ما رخت دل به ملک قناعت کشیده‌ایم

مفتی اگر ز راه خرد می‌رسد به جان

ما از طریق عشق به جانان رسیده‌ایم

از جام وصل مست مدامند جان و دل

تا ما به کوی میکده خلوت گزیده‌ایم

از عقل و زهد خشک بشستیم دست دل

تا جرعه ز باده عشقش چشیده‌ایم

آشفته گشته‌ایم و پریشان و بی‌قرار

تا از نسیم زلف تو بویی شنیده‌ایم

مرآت روی اوست اسیری همه جهان

ما عکس حسنش از همه ذرات دیده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم
  2. شمارهٔ ۳۴۰من بحسنت ز ازل واله و شیدا بودم
  3. شمارهٔ ۳۴۱ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم
  4. شمارهٔ ۳۴۲ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم
  5. شمارهٔ ۳۴۳مشرق انوار روحانی منم
  6. شمارهٔ ۳۴۴ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.