پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم

جان دو جهان بسته بیکموی تو دیدیم

شد نرگس مخمور تو سرفتنه دوران

آشوب جهان غمزه جادوی تو دیدیم

ما قبله جانها بیقین روی تو گفتیم

محراب جهان را خم ابروی تو دیدیم

زنجیر دل خلق و کمند همه جانها

از سلسله حلقه گیسوی تو دیدیم

هر سو که رخ آرند بهر مذهب و هر دین

روی همه بی روی و ریا سوی تو دیدیم

هر عاشق اگر داد بمعشوق دگر دل

ما عشق همه بررخ دلجوی تو دیدیم

مجموع کتاب و همه آیات و معانی

مکتوب شده بر ورق روی تو دیدیم

خوی خوش عشاق تو ای کان ملاحت

یک شمه بروی تو که از خوی تو دیدیم

چون مهر رخت دید ز هر ذره اسیری

شیدای جهانش همه بر بوی تو دیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌ام
  2. شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم
  4. شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم
  5. شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
  6. شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم
  7. شمارهٔ ۳۵۰ز خود فانی و در عین بقائیم
  8. شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.