پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم

همچو زلف بیقرار او پریشان گشته‌ایم

زآتش سودای جانان تا دل و جانم بسوخت

هم به یُمن درد عشقش عین درمان گشته‌ایم

از جمال روی ساقی مست و لایعقل شدیم

وز شراب لعل اومدهوش و حیران گشته‌ایم

جز لقای دوست جانم را نباشد وایه‌ای

بی دل و دین ما ز بهر وایه‌ای جان گشته‌ایم

گر حجاب جان سالک کفر زلف یار بود

ما به کفر زلف او واقف ز ایمان گشته‌ایم

گه به دیر و گه به کعبه گه به مسجد گه کنشت

در همه اطوار ما جویای جانان گشته‌ایم

پرتو خورشید رویش ظلمت ما محو کرد

تازتاب نور او چون ماه تابان گشته‌ایم

جای ما در سایه پیر خرابات آمده‌ست

شاهد و می را چو ما پیوسته جویان گشته‌ایم

ای اسیری تا جمال روی جانان دیده‌ایم

فارغ از قید بهشت و حور و غلمان گشته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم
  2. شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
  3. شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم
  4. شمارهٔ ۳۵۰ز خود فانی و در عین بقائیم
  5. شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
  6. شمارهٔ ۳۵۲گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
  7. شمارهٔ ۳۵۳ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
  8. شمارهٔ ۳۵۴ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.