پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

ما عاشق مست آن لقائیم

معشوقه پرست بی نوائیم

شیدائی عشق و بیخود از خود

مست می لعل جانفزائیم

بیگانه ز عقل و صبر و هوشیم

با عشق و جنون آشنائیم

وقت است به در شویم از خود

در کوی قلندری درآئیم

ما رند و قمارباز و بی باک

هم گوشه نشین و پارسائیم

اوباش و حریف شاهد و می

هم صاحب ورد و با دعائیم

پیوسته شده‌ست جان به جانان

تا ما ز خودی خود جدائیم

مائی و منی حجاب ره بود

مائی چو برفت ما نه مائیم

با دوست یکی شویم اسیری

از قید خودی اگر برآئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
  2. شمارهٔ ۳۵۲گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
  3. شمارهٔ ۳۵۳ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
  4. شمارهٔ ۳۵۴ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
  5. شمارهٔ ۳۵۵من درون درد درمان یافتم
  6. شمارهٔ ۳۵۶زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۵۷ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم
  8. شمارهٔ ۳۵۸دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.