پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

دادیم دل بدست غم عشق آن صنم

گو دل نگاه دار و مکن بیش ازین ستم

بگذر زفکر عالم و با یاد دوست باش

چون یارمونست بود از بیش و کم چه غم

با درد و سوز عشق بساز ای دل حزین

گر زانکه میکنی بجهان کار بی ندم

گه در غم فراقم و گه در غم وصال

کو جذبه که باز رهم من ازین دو هم

با چشم ساقی و لب میگون جانفزاش

دارم بروی دوست فراغت زجام جم

ای دل بدرد خو کن و درمان ز کس مجو

شاید شوی بدولت غم شاد و محترم

گر زانکه وصل یار اسیری طلب کنی

باید که برسر خود و عالم نهی قدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه‌ام
  2. شمارهٔ ۳۶۱رندیم و ملامتی و بدنام
  3. شمارهٔ ۳۶۲ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم
  4. شمارهٔ ۳۶۳از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
  5. شمارهٔ ۳۶۴ما عاشق دیوانه و سرمست لقائیم
  6. شمارهٔ ۳۶۵حان الرحیل مابر دلدار میرویم
  7. شمارهٔ ۳۶۶ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
  8. شمارهٔ ۳۶۷حالیا در بزم وصل دوست جامی می‌زنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.