پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم

امر ترا مطیع و به جان ایستاده‌ایم

تا روی جان‌فروز تو بینیم هر نفس

چون خاک ره ذلیل و به کویت فتاده‌ایم

از هست و نیست پاک بشستیم دست خویش

وآنگه قدم به راه طریقت نهاده‌ایم

تا بوده‌ایم رند و نظرباز و عاشقیم

گویی ز مادر از پی این کار زاده‌ایم

دیدیم بی‌گمان ز جهان حسن او عیان

تا دیده یقین به جمالش گشاده‌ایم

با آنکه شیخ و گوشه‌نشینیم دایما

در آرزوی جام می و روی ساده‌ایم

آزاده‌ایم از همه قیدی اسیریا

زان دم که دل به دست غم عشق داده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴ما عاشق دیوانه و سرمست لقائیم
  2. شمارهٔ ۳۶۵حان الرحیل مابر دلدار میرویم
  3. شمارهٔ ۳۶۶ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
  4. شمارهٔ ۳۶۷حالیا در بزم وصل دوست جامی می‌زنم
  5. شمارهٔ ۳۶۸ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
  6. شمارهٔ ۳۶۹روی تو به نقشهای محکم
  7. شمارهٔ ۳۷۰ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
  8. شمارهٔ ۳۷۱تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.