پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم

عنقا صفت ز شوق تو عزلت گزین شدیم

در کنج خلوتی که کسی نیست محرمم

دایم بیاد روی تو ما همنشین شدیم

تا در میان بعشق تو زنار بسته ایم

فارغ ز قید و مذهب دنیا و دین شدیم

تا دیده ایم روی تو پیدا ز کاینات

در طور کشف عارف صاحب یقین شدیم

در باختیم جان و دل و دین بعشق یار

در بزم وصل تا که بجانان قرین شدیم

زاهد نه ما بخود بره عشق رفته ایم

ارشاد پیر بود که ما راه بین شدیم

در دوزخ ارلقای تو باشد، بهشت ماست

ما در پی سلوک اسیری از این شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
  2. شمارهٔ ۳۶۹روی تو به نقشهای محکم
  3. شمارهٔ ۳۷۰ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
  4. شمارهٔ ۳۷۱تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
  5. شمارهٔ ۳۷۲من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
  6. شمارهٔ ۳۷۳ما در طریق عشق تو جانباز بوده ایم
  7. شمارهٔ ۳۷۴ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام
  8. شمارهٔ ۳۷۵بیا ای مرهم درد درونم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.