پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم

در هوای مهر رویت ذره سان شیداستم

جان شیرین گر ز دستم میرود فرهادوار

همچو کوه بیستون در عشق پا برجاستم

در ره عشاق گشتم بانوااز وصل دوست

ای مخالف کج مبین زیرا براه راستم

من رضا دارم اگر خواهی جفا کن یا وفا

در طریق عشق تو من عاشق بیخواستم

از می وحدت حریفان مست و لایعقل شدند

تا برندی در مقام عشق بزم آراستم

مظهر او گشت جانم مظهر ما شد جهان

او بما ظاهر شد و من در جهان پیداستم

مائی ما ای اسیری بود موج بحر عشق

موج ماشد غرق دریا این زمان دریاستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام
  2. شمارهٔ ۳۷۵بیا ای مرهم درد درونم
  3. شمارهٔ ۳۷۶در طریقت رهروان را رهنمایی می‌کنم
  4. شمارهٔ ۳۷۷بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
  5. شمارهٔ ۳۷۸حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام
  6. شمارهٔ ۳۷۹چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
  7. شمارهٔ ۳۸۰زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  8. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.