پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم

بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم

ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا

بهشت و حور عین هرگز بدیده در نمی آرم

مرا می لعل دلدارست و شاهد، ماه رخسارش

که دارد در جهان باری چنین عیشی که من دارم

نمی بینی مگر زاهد چرا در ظلمت جهلی

که عالم غرق نورآمد ز مهر روی دلدارم

کسی محرم نمی بینم که گویم رازهای دل

ز وصف حسن رخسارش ازآن گفتن نمی یارم

چه خرمن ها که جانم را شود محصول از وصلش

چو دایم تخم عشق او بملک دل همی کارم

اسیری از جفای او مکن زاری که ناگاهی

کند آن بی‌وفا رحمی به آه و ناله زارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
  2. شمارهٔ ۳۸۰زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  3. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  4. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  5. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  6. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  7. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  8. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.