پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم

بالی به هم زنم ز سماوات بگذرم

نهصد هزار دوره عظمی ورای عرش

طیران کنم که جز به رخ دوست ننگرم

هر لحظه به حسن دگر صدهزار بار

بینم جمال عارض آن ماه پیکرم

در هر تجلیی ز جمالش شوم فنا

کلی حجاب هستی خود را ز هم درم

چندین هزار دور برآید در آن فنا

تا از بقای خویش کند زنده دلبرم

از خلعت منی چو مرا یار عور ساخت

آنگه لباس هستی خود کرد در برم

دیدم که هر چه هست منم، نیست هیچ غیر

هر ذره گشته پرده بر روی انورم

آئینه جمال جهان سوز روی ماست

از حیز عدم به وجود آنچه آورم

حالات ما به شرح نیاید اسیریا

تا لطف نوربخش جهان گشت رهبرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  2. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  3. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  4. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  5. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۸۷چنان حیران حسن آن نگارم
  7. شمارهٔ ۳۸۸دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
  8. شمارهٔ ۳۸۹ز شوق روی جانان آنچنانم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.