پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

ز شوق روی جانان آنچنانم

که سر از پاو پا از سر ندانم

چنان مستغرقم در بحر وحدت

که از کثرت بکلی برکرانم

چو از خود فانی و باقی باویم

ازآن هم جسم و هم جان جهانم

موالید و عناصر غیر ما نیست

حقیقت هم زمین و آسمانم

نمود ما بود بود دو عالم

گهی پیدا و دیگر دم نهانم

گهی در صورت قهرم گهی لطف

گهی کافر گهی مؤمن ازآنم

گهی آزاده از هر قید و گاهی

اسیری گه چنین و گه چنانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
  2. شمارهٔ ۳۹۲روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
  3. شمارهٔ ۳۹۳غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
  4. شمارهٔ ۳۹۴تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  5. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  6. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  7. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  8. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.