پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم

غیر سودای سر زلفش نباشد در سرم

در زمین از چشم من هر سو روان شد جوی آب

برامید آنکه از سرو بلندش برخورم

مرغ روحم از بدن اندر هوای وصل او

چون روانی میرود شاید ز هجران بگذرم

همچو غواصان فرو رفتم ببحر عشق او

جز در دردش نیامد هیچ گوهر در برم

در هوای محنت عشقش روان در هر دمی

صد هزاران در و گوهر از دو دیده بشمرم

در حساب عاشقانش کی درآیم در شمار

کز سگان کوی او پیش سکانش کمترم

پایه قدرم اسیری بگذرد از نه فلک

نوربخش ما چو باشد در دو عالم رهبرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  2. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  3. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  4. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  5. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  6. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  7. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  8. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.