پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

تا که در دل تخم عشقت کاشتیم

حاصل از دنیا و دین برداشتیم

عالم از گلبانگ شی لله پرست

تا علم در کوی عشق افراشتیم

دانش و دفتر نبود آندم که ما

مصحف اسرار ازبر داشتیم

صد جفا دیدیم در کوی وفا

دیده را نادیده می انگاشتیم

کی رود مهرش ز دل چون در ازل

نقش این بر لوح دل بنگاشتیم

تا نگردد دل دمی غافل ز دوست

شحنه عشقش برو بگماشتیم

مادرین ظلمت سرای شب مثال

ای اسیری آفتاب چاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  2. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  3. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  4. شمارهٔ ۴۰۳در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
  5. شمارهٔ ۴۰۴ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
  6. شمارهٔ ۴۰۵مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
  7. شمارهٔ ۴۰۶ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  8. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.