پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

در طریقت سالها در نار محنت سوختیم

تا بنور فقر شمعی در جهان افروختیم

هر که لاف از عاشقی ز ددان که ابجد خوان ماست

تا بفن عشق ورزی نکته ها آموختیم

جامه چاکان گرچه بودند در حقیقت پرده در

ما باستادی نگر کانها چگونه دوختیم

هرکسی مالی و ملکی کرد حاصل در جهان

همت ما بین که نقد عشق او اندوختیم

گرچه در بازار عشقش هرکسی چیزی خرید

مابسودای غم او خویش را بفروختیم

چونکه غیرت پرده عزت ز رویش برگرفت

آتشی در کاینات افتاد و کلی سوختیم

چون بدست مافتاد از وصل او گنج روان

زان اسیری وام ایام فراقش توختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
  2. شمارهٔ ۴۰۶ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  3. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  4. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  5. شمارهٔ ۴۰۹جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  6. شمارهٔ ۴۱۰تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  7. شمارهٔ ۴۱۱من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
  8. شمارهٔ ۴۱۲من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.