پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

من که در کوی غم عشق تو سرگردانم

سخن صبر و خرد باد هوا می دانم

ناصحا عیب مکن گرچه نظر بازم ورند

چون ز تقدیر قضای ازلی زین سانم

سرو سامان مطلب از من دیوانه دگر

زانکه سرمست می عشقم و بی سامانم

هم مگر پیر خرابات نماید مددی

تا که مشکل بمی صاف شود آسانم

نظر پاک و صفا بین که نقوش دو جهان

همه از صفحه روی تو روان میخوانم

حسن رخسار تو چون گشت عیان از رخ خوب

من ز روی همه خوبان برخت حیرانم

گرچه با شاهد و می عهد اسیری است درست

آه اگر آن بت رعنا شکند پیمانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
  2. شمارهٔ ۴۰۵مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
  3. شمارهٔ ۴۰۶ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  4. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  5. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  6. شمارهٔ ۴۰۹جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  7. شمارهٔ ۴۱۰تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  8. شمارهٔ ۴۱۱من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.