پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴

ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام

شدم در زهد و هشیاری نکونام

بده ساقی شراب آتشینم

که سازد پخته از یک جرعه صد خام

طلب کن همت از پیر خرابات

براه میکده گر می نهی گام

بجو جام مصفا و می صاف

ببین عکس رخ ساقی درآن جام

دلا می خواره باش و مست و قلاش

مگر یابی ازین وصل دلارام

ز جام لعل ساقی تا شدم مست

ز دستم رفت عقل و صبر و آرام

چو روی شاهدم صافی و بیغش

چو چشم مست ساقی درد آشام

نباشد کار من جز می پرستی

گر از لعل لبش یابم دمی کام

حریف شاهد و جام شرابم

هنر بین زین اسیری گو در ایام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۶ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  2. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  3. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  4. شمارهٔ ۴۰۹جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  5. شمارهٔ ۴۱۰تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  6. شمارهٔ ۴۱۱من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
  7. شمارهٔ ۴۱۲من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
  8. شمارهٔ ۴۱۳پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.