پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان

از بس که ظاهرست نماید چنین نهان

آن یار بی نشان چو بخود کرد جلوه

در عرصه ظهور نمود این همه نشان

معشوق هر زمان چو بحسن دگر نمود

هر عاشقی نشان دگر میدهد نشان

حقا که نیست در دو جهان غیریار کس

عین العیان بجو که عیانست در عیان

یار است هرچه هست و جهان جز نمود نیست

بود و نمود هر چه بود اوست، کو جهان؟

خورشید روی دوست ز هر ذره رو نمود

مرآت حسن اوست اگر کون و گر مکان

در عاشقی چو کرد اسیری ز سرقدم

در کاینات عشق از آن گشت داستان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان
  2. شمارهٔ ۴۱۶ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان
  3. شمارهٔ ۴۱۷حسن جان افزای روی او عیان
  4. شمارهٔ ۴۱۸رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
  5. شمارهٔ ۴۱۹کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
  6. شمارهٔ ۴۲۰عاشقیم و رند و بی نام و نشان
  7. شمارهٔ ۴۲۱آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کون
  8. شمارهٔ ۴۲۲مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.