پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین

درآینه جهان نگر او را عیان ببین

خورشید حسن اوز همه ذره رونمود

تابان رخش زمشرق کون و مکان ببین

آن یار بی نشان که نهان بود از همه

آمد عیان بصورت نام و نشان ببین

کوری آن کسان که شدند منکر لقا

دیدار دوست ازهمه فاش و عیان ببین

با عقل کم نشین که بود جای ترس و بیم

همراه عشق شو همه امن و امان ببین

گر عاشقی وصال طلب کن نه حور عین

بگذر ز فکر جنت و روی جنان ببین

بگذر اسیریا بره عشق از دلیل

معشوق را برون ز یقین و گمان ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
  2. شمارهٔ ۴۲۵بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان
  3. شمارهٔ ۴۲۶چون روی تو بنمود جمال از رخ جانان
  4. شمارهٔ ۴۲۷از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان
  5. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  6. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  7. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  8. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.