پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان

ای شاهد رویت نهان در پرده کون و مکان

از پرده گر نایی برون، بنمای روی لاله گون

کی کم شود سوز درون، ای سروقد دلستان

زآئینه روی نکو، عکس رخت بنمود رو

بینم جمال روی تو تابان ز روی نیکوان

هان ای طبیب عاشقان دلخسته ایم و ناتوان

بهر دوا ای جان جان می آی پیش خستگان

چون یار بنماید جمال، جان مرا نبود مجال

تا که کند او عرض حال در پیش آن جان جهان

بهر خدا ای تندخو با چشم جادویت بگو

کای ترک مست فتنه جو کم کن جفا با عاشقان

در پیچ زلف پرشکن جان اسیری کن وطن

تا وارهانی بی سخن خود را زقید این و آن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  2. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  3. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  4. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  5. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  6. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  7. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  8. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.