پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان

چو بجان خرید دردت ندهد ز دست آسان

دل و جان بیدلانرا نکند قبول ورنه

همه دم در آرزویم که کنم فدای جانان

ز جفای عشق بینم سرو پای عاشقان گم

سرو کار عشق بازان عجب ار شود بسامان

بطریق عشق رفتن نتوان بپای هستی

قدمی ز نیستی نه که رسید ره بپایان

هله نیست عشق بازی، شود، ارتو پاکبازی

که رود بعشق بازی دل و جان پاکبازان

ز جفات عاشقانرا ز دو دیده خون روانست

نکنی بچشم رحمت نظری بدوستداران

بشب سیاه زلفت نکند اسیری ره گم

که ز زیر زلف بیند رخ تو چو ماه تابان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  2. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
  3. شمارهٔ ۴۳۷مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من
  4. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
  5. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
  6. شمارهٔ ۴۴۰رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
  7. شمارهٔ ۴۴۱در خمار هجر تا کی جان من
  8. شمارهٔ ۴۴۲ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.