پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۰

رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان

یعنی هر دم جلوه دیگر نما بر عاشقان

گر نمائی با من بیدل دمی روی چو ماه

در سر اندازی بیندازم کله بر آسمان

در غم هجران تو زار و نزارم لیک اگر

یافتم وصل تو از شادی نگنجم در جهان

زآتش عشق تو جان و دل همی سوزد مرا

لطف فرما لحظه بنشین و آن آتش نشان

آه اگر گوید نگارم اشتیاقت عرضه کن

چون کنم چون شرح شوق من نیاید در بیان

زاهدا تو طالب حور و بهشتی لاجرم

ره بمطلوب حقیقی می نیابی جاودان

ای اسیری تا ز قید خود نمی یابی خلاص

کی توانی دید روی نوربخش انس و جان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
  2. شمارهٔ ۴۴۳آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
  3. شمارهٔ ۴۴۴جهانرا حسن رویت داد آئین
  4. شمارهٔ ۴۴۵من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
  5. شمارهٔ ۴۴۶از حد گذشت نوبت هجران جان ستان
  6. شمارهٔ ۴۴۷ای حسن تو ظاهر شده برصورت احسن
  7. شمارهٔ ۴۴۸واله رخسار جانانست جان عاشقان
  8. شمارهٔ ۴۴۹همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.