پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

واله رخسار جانانست جان عاشقان

نیست پیدا برکسی حال نهان عاشقان

هست برتر حالت عشاق از فهم خرد

برزبان ناید ازین معنی بیان عاشقان

عاشقی کز عشق جانان از خودی گیرد کنار

سالها نامش بماند در میان عاشقان

زاهدا گر سوز خواهی قصه ما گوش کن

کاتش اندازد بجانها داستان عاشقان

می بسوزد جان و دل یکبارگی بر حال زار

هرکه یکدم بشنود آه و فغان عاشقان

از نعیم و لذت کونین سیر آمد دلش

هرکه روزی میشود مهمان خوان عاشقان

چون اسیری سرفرازی میکند برکاینات

هرکه دارد رو بخاک آستان عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰فی مقامی این کیف، این این
  2. شمارهٔ ۴۵۱ای دل به درد عاشقی مردانه شو، مردانه شو
  3. شمارهٔ ۴۵۲طالب حق را بگو هرزه مپو
  4. شمارهٔ ۴۵۳قد تجلی العشق فی کل المجالی فانظروا
  5. شمارهٔ ۴۵۴ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو
  6. شمارهٔ ۴۵۵ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو
  7. شمارهٔ ۴۵۶ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
  8. شمارهٔ ۴۵۷یار ما دوشینه آمد پرده افکنده ز رو
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.