پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن

بلبل آسا در پی گل، زار می باید شدن

گر همی خواهی که بوی فقریابی در طریق

با همه کس چون گل بی خار می باید شدن

گر تو پا در دایره عشقش نهی چون عاشقان

بردرش سرگشته چون پرگار می باید شدن

هرکجا باشد اگر وادی بود گر کوه طور

همچو موسی از پی دیدار می باید شدن

گر وصال یار خواهی در رهش مردانه وار

از خیال کفر و دین بیزار می باید شدن

بی من از من یارمیگوید(انا)الحق پس مرا

همچو منصور از چه رو بردار می باید شدن

با حریفان گر همی خواهی کنی هم کاسگی

لاابالی بردر خمار می باید شدن

هرکه خواهد کو شود مست از شراب نیستی

از خمار هستیش هشیار می باید شدن

با همه مستی اسیری با ادب رو در طریق

راه عشق دوست برهنجار می باید شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱ای دل به درد عاشقی مردانه شو، مردانه شو
  2. شمارهٔ ۴۵۲طالب حق را بگو هرزه مپو
  3. شمارهٔ ۴۵۳قد تجلی العشق فی کل المجالی فانظروا
  4. شمارهٔ ۴۵۴ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو
  5. شمارهٔ ۴۵۵ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو
  6. شمارهٔ ۴۵۶ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
  7. شمارهٔ ۴۵۷یار ما دوشینه آمد پرده افکنده ز رو
  8. شمارهٔ ۴۵۸ای دل دیوانه ام حیران حسن روی تو
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.