پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

ای دل دیوانه ام حیران حسن روی تو

جان شیدایم اسیر حلقه گیسوی تو

در نماز عشق هرجا روی آورند خلق

بود محراب دعا طاق خم ابروی تو

جمله جانها معطر گردد و مشکین نفس

چون برافشاند صبا زلفین عنبر بوی تو

پرده از رخ برفکن بنما بعالم آن جمال

حیف باشد بررخت چتر سیاه موی تو

مست جام عشق را با حج و کعبه کار نیست

پیش عاشق حج و عمره هست طوف کوی تو

نرگس مستت کند قصد مسلمانان مدام

داد و فریاد از جفای چشم کافر خوی تو

چون که خورشید جمال عالم افروزت بتافت

شد اسیری محو مطلق در جمال روی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو
  2. شمارهٔ ۴۶۱واله و شیداست جانم در هوای عشق تو
  3. شمارهٔ ۴۶۲خوی کردم با جفای عشق تو
  4. شمارهٔ ۴۶۳جمال یار برانداخت پرده از ناگاه
  5. شمارهٔ ۴۶۴منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه
  6. شمارهٔ ۴۶۵ای جمال روی تو خورشید تابان آمده
  7. شمارهٔ ۴۶۶ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه
  8. شمارهٔ ۴۶۷یک رو که درصد آینه بینی هرآینه
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.