پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

یک رو که درصد آینه بینی هرآینه

روی دگر نمایدت ای جان هر آینه

مهر رخش بصورت ذرات شد عیان

تا حسن خود بدید کماهی معاینه

چون شاهد جمال تو آغاز جلوه کرد

پیدا نمود صورت اکوان کاینه

روی نکوست آینه حسن جانفزاش

عکس جمال دوست نگر در هر آینه

عارف چو در مقام شهودست اسیریا

در پیش او یکیست وصال و مباینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
  2. شمارهٔ ۴۷۰رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
  3. شمارهٔ ۴۷۱رویش ببین زلف گرفتار آمده
  4. شمارهٔ ۴۷۲ساقی باقی مرا جامی بده
  5. شمارهٔ ۴۷۳چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه
  6. شمارهٔ ۴۷۴من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده
  7. شمارهٔ ۴۷۵ما را چه شک درین که بغیر از تو هیچ نیست
  8. شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.