پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

ای پرتو جمالت حسن بتان جانی

عکس رخ تو پیدا ز آئینه کیانی

استار نور رویت شد ظلمت من و ما

گر غیرتی نمائی او را ز ما رهانی

از پرده جمالت پیدا غبار اغیار

در پرتو جلالت پیدا شده نهانی

حسن ترا بعالم چون چشم تست ناظر

رویت نهان چرا شد در صورت عیانی

پیدا ز نور رویت گر وامق است و عذرا

معشوق و عشق و عاشق هستی چنانکه دانی

از غایت ملاحت مشهور شد بعالم

خورشید روی خوبت برنام بی نشانی

ز آثار حسن رویت در باغ روی خوبان

بشکفته صد هزاران گل های ارغوانی

از عشق روی جانان برجان و دل جهانرا

دردی است بی مداوا، داغی است جاودانی

از دیده اسیری حیران حسن خویشی

ای حسن نوربخشت بی مثل و شبه و ثانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی
  2. شمارهٔ ۴۷۹اگر در بحر عرفان غرقه گردی
  3. شمارهٔ ۴۸۰ای دل تو همیشه در وصالی
  4. شمارهٔ ۴۸۱گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی
  5. شمارهٔ ۴۸۲دلا در عاشقی برگو چه دیدی
  6. شمارهٔ ۴۸۳ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
  7. شمارهٔ ۴۸۴چون جهانرا پیش جانان نیست یک جو حرمتی
  8. شمارهٔ ۴۸۵خدا راای صبا از من دعائی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.