پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

چو در بحر توئی مائی است فانی

ازآن گویم حدیث من رآنی

چو مرغ دل زند برهم پرو بال

شوم عنقای قاف لامکانی

نشان وصل تو چون بی نشانست

بود نام و نشانم بی نشانی

چو گشتم محو انوار جمالت

ازآن دیدم حیات جاودانی

مرا وقتی است با دلبر که آن دم

من و ما و تو و اوئی است فانی

بگفت و گو نیابی راز پنهان

بیانی نیست احوال عیانی

اسیری چون ز قید خود خلاصی

بعالم نوربخشی می توانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰ای دل تو همیشه در وصالی
  2. شمارهٔ ۴۸۱گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی
  3. شمارهٔ ۴۸۲دلا در عاشقی برگو چه دیدی
  4. شمارهٔ ۴۸۳ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
  5. شمارهٔ ۴۸۴چون جهانرا پیش جانان نیست یک جو حرمتی
  6. شمارهٔ ۴۸۵خدا راای صبا از من دعائی
  7. شمارهٔ ۴۸۶تجلی العشق فی کل المجالی
  8. شمارهٔ ۴۸۷ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.