پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

چون جهانرا پیش جانان نیست یک جو حرمتی

جان فدا کن ای دل ار هستی تو صاحب همتی

درد عشقت عاشقانرا دولتی بی منتهاست

کز غم عشق تو می یابند هر دم لذتی

ای نسیم صبحگاهی اشتیاق جان من

پیش جانان عرضه فرماگر بیابی فرصتی

چون توانی یافت ای دل وصل دلبر باک نیست

در فراقش گرکشی هر دم هزاران محنتی

دولت عالم دلا دیدار جانانست و بس

جان من خوش باش باری چون تو داری دولتی

زاهدی و پارسائی بعد ازاین نتوان فروخت

چون تو کردی در جهان ای دل برندی شهرتی

تا اسیری دید خورشید جمال نوربخش

هر دو عالم ذره پیشش ندارد قیمتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶تجلی العشق فی کل المجالی
  2. شمارهٔ ۴۸۷ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی
  3. شمارهٔ ۴۸۸عاشقم برخط و خال و رخ مه سیمائی
  4. شمارهٔ ۴۸۹درآبکوی خرابات عشق اگر مردی
  5. شمارهٔ ۴۹۰یاسیدی و یا سندی انت منیتی
  6. شمارهٔ ۴۹۱سفری قد اخبر عن حضری
  7. شمارهٔ ۴۹۲سقانی شرابا من کؤوس المحبة
  8. شمارهٔ ۴۹۳تغربت عن داری فیا طول غربتی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.