پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

درآبکوی خرابات عشق اگر مردی

شراب بیخبری نوش تا شوی فردی

ز صحن جان و دلم سوسن و سمن روید

اگر ز گلشن رویت بما رسد وردی

بچشم اهل نظر گشت کحل بینایی

صبا ز کوی تو هرجا که می برد گردی

رسی بمنزل وصل حبیب آخر کار

چو گشت رهبر راه تو همت مردی

بکوی اهل دلان خاک راه باید بود

اگر تو طالب یاری و صاحب دردی

ز تاب آتش عشقش ندیده گرمی

ازآن سبب چو یخ افسرده و چنین سردی

اگر جمال تو میدید منکر عشاق

هزار جان چو اسیری فداهمی کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱سفری قد اخبر عن حضری
  2. شمارهٔ ۴۹۲سقانی شرابا من کؤوس المحبة
  3. شمارهٔ ۴۹۳تغربت عن داری فیا طول غربتی
  4. شمارهٔ ۴۹۴مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی
  5. شمارهٔ ۴۹۵اگر زلفین تو پر خم نبودی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.