پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۲

دلا در عاشقی برگو چه دیدی

که درد عشق را برجان خریدی

بصحرای طلب عمری برفتی

نشان کو گر بمطلوبت رسیدی

چو دلبر دیده جانا نگوئی

ز درد دل چه گفتی و شنیدی

چنین سرمست و لایعقل چرائی

مگر از باده عشقش چشیدی

هزاران ناله چون بلبل چه داری

چو در گلزار وصلش آرمیدی

بحمدالله که دیدی راحت وصل

اگر چه محنت هجران کشیدی

براه عشق او مردانه رفتی

اسیری چون ز قید خود رهیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۴چون جهانرا پیش جانان نیست یک جو حرمتی
  2. شمارهٔ ۴۸۵خدا راای صبا از من دعائی
  3. شمارهٔ ۴۸۶تجلی العشق فی کل المجالی
  4. شمارهٔ ۴۸۷ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی
  5. شمارهٔ ۴۸۸عاشقم برخط و خال و رخ مه سیمائی
  6. شمارهٔ ۴۸۹درآبکوی خرابات عشق اگر مردی
  7. شمارهٔ ۴۹۰یاسیدی و یا سندی انت منیتی
  8. شمارهٔ ۴۹۱سفری قد اخبر عن حضری
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.