پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی

ز نگار غم از آینه دل بزدائی

جانا چه شود هر دم اگر روی چو ماهت

بی پرده بدین عاشق دیوانه نمائی

روشن شود از نور رخت ملکت جانم

از چرخ دل آندم که چو خورشید برآئی

ازآتش عشق تو نگر داغ بدلها

جانا تو چنین فارغ و بی درد چرائی

هر چند بجان تحفه غم پیش فرستی

شادی و طرب در دل عشاق فزائی

دیگر نکند میل بطوبی دل زاهد

با این قد رعنا چو بفردوس درآئی

از لذت کونین اسیری نکند یاد

گر وصل تو یابد بچنین روز جدائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
  2. شمارهٔ ۴۸۴چون جهانرا پیش جانان نیست یک جو حرمتی
  3. شمارهٔ ۴۸۵خدا راای صبا از من دعائی
  4. شمارهٔ ۴۸۶تجلی العشق فی کل المجالی
  5. شمارهٔ ۴۸۷ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی
  6. شمارهٔ ۴۸۸عاشقم برخط و خال و رخ مه سیمائی
  7. شمارهٔ ۴۸۹درآبکوی خرابات عشق اگر مردی
  8. شمارهٔ ۴۹۰یاسیدی و یا سندی انت منیتی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.