پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته

همچو مه تابان دو عالم زان تجلی ساخته

تا نه بیند چشم غیری حسن جان افزای دوست

هر دو عالم را ز نام غیر واپرداخته

بهر اظهار کمال خود ز خانه شاه عشق

با سپاه حسن در میدان امکان تاخته

عاشقان از شوق روی دوست در بازار عشق

هر دو عالم را ز بهر وصل او درباخته

تا کند خالص وجود عاشق از بیگانگی

بارها در بوته محو و فنا بگداخته

در مقام صحو بعدالمحو جانبازان راه

طالب و مطلوب رااز یکدگر نشناخته

چون اسیری سالکان راه تجرید و فنا

رخت هستی را بملک نیستی انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱رویش ببین زلف گرفتار آمده
  2. شمارهٔ ۴۷۲ساقی باقی مرا جامی بده
  3. شمارهٔ ۴۷۳چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه
  4. شمارهٔ ۴۷۴من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده
  5. شمارهٔ ۴۷۵ما را چه شک درین که بغیر از تو هیچ نیست
  6. شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی
  7. شمارهٔ ۴۷۷ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی
  8. شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.