پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه

برد از غم دنیا و ز دینم بکرانه

دلبر چو نقاب از رخ چون ماه برانداخت

دیدم بیقین دانش عقلست فسانه

درهر چه نظر میکنم از روی حقیقت

از پرتو حسن تو در و هست نشانه

شد عرصه آفاق پراز کوکبه عشق

تا شاهد رخسار تو آمد بمیانه

عالم همه پرفتنه و غوغاست که آن یار

از خانه بصحرای جهان گشت روانه

در کسوت اغیار چو بنمود رخ آن یار

ای قصه در آفاق جهان گشت ترانه

بنمود بخود یار جمال رخ خود را

ما و تو اسیری بمیان بود بهانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵ما را چه شک درین که بغیر از تو هیچ نیست
  2. شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی
  3. شمارهٔ ۴۷۷ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی
  4. شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی
  5. شمارهٔ ۴۷۹اگر در بحر عرفان غرقه گردی
  6. شمارهٔ ۴۸۰ای دل تو همیشه در وصالی
  7. شمارهٔ ۴۸۱گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی
  8. شمارهٔ ۴۸۲دلا در عاشقی برگو چه دیدی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.