پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده

من نور اسم اعظمم، پیش از تن و جان آمده

من شاهباز حضرتم، عنقای قاف قربتم

بی شک همای دولتم، اینجا بطیران آمده

هم نور سبحانی منم، هم گوهر کانی منم

هم بحر عمانی منم، در قطره پنهان آمده

هم چشمه حیوان منم، هم خضر جاویدان منم

هم موسی عمران منم، برطور حیران آمده

هم مصر و هم کنعان منم، یعقوب هم احزان منم

هم یوسف چون جان منم، در چاه و زندان آمده

هم کفر و هم ایمان منم، هم سود و هم خسران منم

هم طاعت و عصیان منم، در عین غفران آمده

هم صورت و معنی منم، هم دنیی و عقبی منم

هم صاحب دعوی منم از بهر برهان آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی
  2. شمارهٔ ۴۷۷ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی
  3. شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی
  4. شمارهٔ ۴۷۹اگر در بحر عرفان غرقه گردی
  5. شمارهٔ ۴۸۰ای دل تو همیشه در وصالی
  6. شمارهٔ ۴۸۱گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی
  7. شمارهٔ ۴۸۲دلا در عاشقی برگو چه دیدی
  8. شمارهٔ ۴۸۳ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.