پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۰

رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه

جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه

در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید

آنکس که چشم جانش بینا بود همیشه

روی تو هست پیدا از روی جمله اشیا

لیکن حجاب رویت ازما بود همیشه

دارد وجود واجب در نیستی ظهوری

زان روی ذات پاکش بی جا بود همیشه

اعیان جمله اشیا کاید ز علم یا عین

میدان یقین وسایط اسما بود همیشه

در هر دلی که باشد آثار حق شناسی

مرآت حق نمایش اشیا بود همیشه

گر وارهی اسیری از قید هستی خود

کارت بهر دو عالم زیبا بود همیشه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۲ساقی باقی مرا جامی بده
  2. شمارهٔ ۴۷۳چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه
  3. شمارهٔ ۴۷۴من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمده
  4. شمارهٔ ۴۷۵ما را چه شک درین که بغیر از تو هیچ نیست
  5. شمارهٔ ۴۷۶ای پرتو جمالت حسن بتان جانی
  6. شمارهٔ ۴۷۷ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی
  7. شمارهٔ ۴۷۸چو در بحر توئی مائی است فانی
  8. شمارهٔ ۴۷۹اگر در بحر عرفان غرقه گردی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.