پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

جمال یار برانداخت پرده از ناگاه

عیان نمود بنقش جهان رخ چون ماه

چو لااله ز رویش نقابها برداشت

نمود از همه عالم جمال الاالله

مباش منکر اگر زانکه گفتمت همه اوست

که کشف و عقل بدین دعوی اند هر دو گواه

روان ز هر ورق آیات حسن او خوانیم

بمصحف رخ خوبان چو میکنیم نگاه

اگر چه عاشق و قلاش و مست و اوباشم

بروی دوست که دارم همیشه روی براه

مرا ز قهر مترسان و ناامید مکن

به لطف دوست چو عشاق کرده اند پناه

اسیریا، سرطاعات نیستی آمد

چرا که نیست چو هستی بدین عشق گواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵ای جمال روی تو خورشید تابان آمده
  2. شمارهٔ ۴۶۶ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه
  3. شمارهٔ ۴۶۷یک رو که درصد آینه بینی هرآینه
  4. شمارهٔ ۴۶۸معشوق اگر به جانب عاشق کند نگاه
  5. شمارهٔ ۴۶۹ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
  6. شمارهٔ ۴۷۰رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
  7. شمارهٔ ۴۷۱رویش ببین زلف گرفتار آمده
  8. شمارهٔ ۴۷۲ساقی باقی مرا جامی بده
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.