پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۰

جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو

کو نشیند یکدمی با دلبر خود روبرو

تا بملک وصل او جان و دلم آرام یافت

سالها از دست هجرانش دویدم سوبسو

حسن روی او عیان دیدم ز مرآت جهان

دیده بینا نه بیند در دو عالم غیر او

باده نابست پیش مست صهبای شهود

ساقی و میخانه و می خواره و جام و سبو

در دل صافی توان دیدن جمال روی دوست

زاهدا آن دل نداری در پی اش هرزه مپو

زنگ غم ز آئینه دل میزداید چار چیز

آب و دیگر باده و گشت چمن، روی نکو

غیرت جان اسیری در نماز عشق بین

جز به محراب دو ابروی تو نارد سرفرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۲خوی کردم با جفای عشق تو
  2. شمارهٔ ۴۶۳جمال یار برانداخت پرده از ناگاه
  3. شمارهٔ ۴۶۴منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه
  4. شمارهٔ ۴۶۵ای جمال روی تو خورشید تابان آمده
  5. شمارهٔ ۴۶۶ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه
  6. شمارهٔ ۴۶۷یک رو که درصد آینه بینی هرآینه
  7. شمارهٔ ۴۶۸معشوق اگر به جانب عاشق کند نگاه
  8. شمارهٔ ۴۶۹ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.