پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

واله و شیداست جانم در هوای عشق تو

سرنهد دیوانه دل آخر بپای عشق تو

بی بلای عشق در عالم نبودم یکزمان

تا که بودم بود جانم مبتلای عشق تو

فانی عشقت شدم دیدم بقای سرمدی

زنده جاوید گشتم در فنای عشق تو

ناله و فریاد لاتلقوا گهی لاتقنطوا

میرسد برگوش عاشق از درای عشق تو

تا دل غم پرورم شد میهمان خوان عشق

میزند جانم بعالم الصلای عشق تو

گشته ام بیگانه از جان و دل و صبر و خرد

تا که شد جان غمینم آشنای عشق تو

جور عشقت براسیری کاشکی تنها بدی

جمله عالم شد گرفتار بلای عشق تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳جمال یار برانداخت پرده از ناگاه
  2. شمارهٔ ۴۶۴منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه
  3. شمارهٔ ۴۶۵ای جمال روی تو خورشید تابان آمده
  4. شمارهٔ ۴۶۶ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه
  5. شمارهٔ ۴۶۷یک رو که درصد آینه بینی هرآینه
  6. شمارهٔ ۴۶۸معشوق اگر به جانب عاشق کند نگاه
  7. شمارهٔ ۴۶۹ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
  8. شمارهٔ ۴۷۰رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.